مرگ
نوشته شده در
ساعت :
نویسنده : سامان
مرگ یعنی یک شبه تنها شدنموج بودن همدم شن ها شدناز لب و آغوش گرم نازنینبی صدا و بی هوا منها شدنمرگ یعنی حسرتی از جنس آهرازداری، گفت و گو با عمق چاهدر حضوری عاطفی اما عجیبمرگ یعنی خودکشی با یک نگاهمرگ یعنی بین این شهر شلوغزندگی با یک نقاب و صد دروغروح و جانت در درون یک درامبهره برداری شود قبل از بلوغمرگ یعنی گریه های بی صدا گرد و خاک مانده بر آیینه هاآرزوهایی که با یک مصلحتدفن میگردند درون سینه هامرگ یعنی اشک های انتظار ز
برچسب:
نویسنده: حامد کاظمی


برچسب:
نویسنده: حامد کاظمی
برچسب:
نویسنده: حامد کاظمی
برچسب:
نویسنده: حامد کاظمی
برچسب:
نویسنده: حامد کاظمی
برچسب:
نویسنده: حامد کاظمی
برچسب:
نویسنده: حامد کاظمی
برچسب:
نویسنده: حامد کاظمی
اگه یه روز دلت شکست از بازیای زورگار
غصه نشست رو سینه ات با آه و درد بیشمار
نگرد بین آدما که هیشکی درمون تو نیس
برای تسکین دلت قلم بگیر و بنویس
برچسب: مسافران,مسافری از هند,مسافرت,مسافره,مسافرين,مسافر کوچولو,مسافر بين الكلمات,مسافرخانه تهران,مسافر عبدالكريم,مسافر کیارستمی,
نویسنده: حامد کاظمی
برچسب: کاش میشد,کاش میشد زندگی تکرار داشت,کاش میشد سرنوشت از سرنوشت,کاش میشد گنه پنجره,کاش میشد آدمی وطنش را,کاش میشد باز کودک میشدیم,کاش میشد زندگی از سرنوشت,
نویسنده: حامد کاظمی
سلام ببخشید چند وقت نبودم
دوستون دارم به اندازه تمام دلتنگیهایم...
به اندازه تمام خوشی های پنهان شده ام...
به اندازه شیطنت های سرکوب شده ام...
ولی هر جایی هستین خوشبختی و شادیتان را ارزو میکنم...
ممنون که در بخشی از زندگی من خاطره خوبی برایم بجا گذاشتید...
خاطره ای که یاد آوریش خنده ای گریه دار است...
......
دلتنگتونم...
برچسب: تنها برای تو,تنها برای تو مینویسم,تنها تو بمان,تنها تو,تنها تویی در خلوت تنهاییم,تنها تو را دوست دارم,تنها توی ایرون,تنها تویی,تنها تو بخند,تنها تو میمانی,
نویسنده: حامد کاظمی
گیرائیه چشم شما
دل را به جائی میبرد
جائی شبیه یک کما
لب مات و مبهوت بیصدا
مجنون و شیدا می شود
چیزی شبیه قرص ماه
در صحنه پیدا می شود
یک ناخودآگاه عجیب
بی واسطه بی خوب و بد
یک جاذبه از نوع عشق
دل را به سمتت می کشد
فورا بدون حاشیه
آغوش را وا می کنم
دنیائی از مهر تو را
در قلب خود جا می کنم
در قطره های اشک شوق
حسرت می ریزد زمین
وقتی نگاهم می کنی
من عاشقت هستم همین
برچسب: وقتی نگاهم میکنی,وقتی نگاهم می کنی آنقدر زیبا می شوی,
نویسنده: حامد کاظمی
تاوان یک دلدادگی است
بعد از هزاران آرزو
پایان عمری سادگی است
اشکی که بر گونه نشست
یک اعتراض ساده است
بغض ترک خورده ای از
احساس یک دلداده است
اشکی که بر گونه نشست
آغاز دوران غم است
تصویری از آینده ی
سیاه و سرد و مبهم است
اشکی که بر گونه نشست
یک حسرت بی انتهاست
در اعتراف ساده ای
تاوان دوری از خداست
برچسب: اشک چشماشون روی گونه هاشون,اشک رو گونه,اشک بر گونه,گونه گونه اشک,
نویسنده: حامد کاظمی
برچسب: خدا همین حوالی است,
نویسنده: حامد کاظمی
برچسب: وصف مادر,وصف مادر در یک جمله,وصف مادربزرگ,وصف مادر شعر,بهترین وصف مادر,در وصف مادر,در وصف مادر از دست رفته,شعر در وصف مادر,در وصف مادر بزرگ,جملات وصف مادر,
نویسنده: حامد کاظمی