خرید بک لینک
باز خیال می شوی باز محال می شوی
به شوق پرکشیدنم چون پر و بال می شوی


درون التهاب من، پشت هزار التماس
نگاه میکنی مرا، رنگ وصال می شوی


به سمت من روانه ای تا برسی به داد من
دست به صحنه میزنم باز خیال می شوی


میان پلک انتظار خیره به من نشسته ای
به روی گونه ام چرا ، آب زلال می شوی؟


ثانیه ثانیه توئی، سیاه شده روز و شبم
برای پوشش تنم، به رنگ سال می شوی


فال زدم به نام تو، یوسف گمگشته شده
منتظرت نشسته ام ، شبیه فال می شوی؟

+ نوشته شده در ساعت توسط سامان |

برچسب: نویسنده: حامد کاظمی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 3:11

صفحه بندی