خرید بک لینک
دلم گرفته بی حساب
از این همه رنگ و لعاب
گمگشته و سردرگمم
با یک سوال بی جواب

من میکشم او میکشد
من ناز او ، او خط حد
دیوار میکشد عجیب
دور خودش با دست رد

من عاشق یک دلبری
او غرق عشق دیگری
دلگیر و پابندیم هنوز
با عهدهای سرسری

با یک دل مست و خراب
هر روز میزنیم نقاب
خیره به عکسی میشویم
در حسرت یک بوس ناب

دلبستگی بازاری است
عشق و جنون بیماری است
در فصل غصه خوردن
قصه عجیب تکراری است

+ نوشته شده در ساعت توسط سامان |

برچسب: نویسنده: حامد کاظمی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 3:11

صفحه بندی