من میکشم او میکشد
من ناز او ، او خط حد
دیوار میکشد عجیب
دور خودش با دست رد
من عاشق یک دلبری
او غرق عشق دیگری
دلگیر و پابندیم هنوز
با عهدهای سرسری
با یک دل مست و خراب
هر روز میزنیم نقاب
خیره به عکسی میشویم
در حسرت یک بوس ناب
دلبستگی بازاری است
عشق و جنون بیماری است
در فصل غصه خوردن
قصه عجیب تکراری است
برچسب:
نویسنده: حامد کاظمی