احوال ما بپرسید بی هیچ نقاب لطفا
پیاله ای بیارید کمی شراب لطفا
دلگیرم و شکسته از های و هوی مستی
تک بوسه های داغی از جنس ناب لطفا
حسرت نشسته بر دل در این فضای دلگیر
آغوش گرم و نرمی برای خواب لطفا
دلگیرم از دورنگی در این شهر پر از غم
بدون هیچ نقابی حرف حساب لطفا
بغض گلو بی امان راه نفس گرفته است
با دست مهربانی یک کاسه آب لطفا
آئینه سان بشینید عیب مرا بگوئید
طعنه بس است رفیقان کمی ثواب لطفا
با اندکی صداقت کسی سمتم بیاید
یک همسفر یک عاشق پا در رکاب لطفا
کسی که وارهاند در این هیاهوی شب
دل را از این سیاهی از این عذاب لطفا
از این همه دورنگی بد خسته ام عزیزان
گر پیچ و تاب مو نیست کمی طناب لطفا
نشسته گرد پیری بر صورتم بی امان
دل در هوای مرگ است کسی جواب لطفا
کسی که با نگاهش حال مرا بفهمد
بر چهره اش نباشد رنگ و لعاب لطفا
سهم من از روزگار تنها توئی ... (سه نقطه)
زیبای دل شکسته کمی شتاب لطفا
برچسب:
نویسنده: حامد کاظمی